cardigan
[00:04.56] ☀︎︎ 𝐂𝐀𝐑𝐃𝐈𝐆𝐀𝐍 ☽
[00:05.36] 𝔰𝔲𝔫𝔯𝔦𝔰𝔢
[00:06.16] تیشرت طرح 90s با موبایل آخرین مدل
[00:10.14] صدای کفش پاشنه بلند روی سنگفرش
[00:13.06] (توصیف نسل امروز)
[00:13.86] وقتی جوونتری مردم فکر می کنن هیچی نمیدونی
[00:17.85] ✩
[00:21.30] لبخند پر زرق و برق(1989) و بعدش رژ تیره (Reputation)
[00:24.99] نابرابریهای تذکیری یا تأنیثی
[00:28.71] وقتی جوونتری، مردم فکر می کنن هیچی نمیدونی
[00:34.02] ☆☆
[00:35.87] ولی من تو رو از روز اول می شناختم
[00:37.73] که داشتی می رقصیدی با شلوار مارک Levi'S
[00:39.85] و زیر نور چراغ خیابون مست بودی
[00:43.31] من تو رو از روز اول میشناختم
[00:45.25] دستت رو ببر زیر سویتشرتم
[00:47.03] عزیزم بهتر ببوسش
[00:49.68] ☆☆☆
[00:50.75] وقتی احساس کردم من یه بافتنی قدیمیام که زیر تخت یه نفر افتاده...
[00:57.92] تو منو پوشیدی و گفتی که من لباس مورد علاقهات هستم
[01:03.77] 𝔰𝔲𝔫𝔰𝔢𝔱
[01:05.47] کسی که دوست همهاست، دوست واقعی نداره
[01:09.19] اگه دوتا عشق رو دنبال کنی، عشق واقعیات رو از دست میدی
[01:12.91] وقتی جوونتری مردم فکر می کنن هیچی نمیدونی
[01:18.48] ☆☆☆
[01:20.08] اما من تو رو میشناختم
[01:22.12] حتی وقتی که پنهان کاری می کردی
[01:23.99] و فقط آخر هفتههات رو به من میدادی
[01:25.84] ☆✩
[01:27.70] من تو رو خوب میشناختم
[01:29.30] برای همین به صدای قلبت کنار راه آهن"High Line"نیویورک شک کردم، اتفاقی که یه بار توی 20 بار زندگی کردن اتفاق میوفته
[01:33.29] ☆
[01:35.14] و وقتی من احساس کردم یه بافتنی قدیمیام که زیر تخت یه نفر افتاده....
[01:42.31] ایندفعه تو به من کلک زدی و گفتی که من فرد مورد علاقهات اَم
[01:48.96] ☆☆
[02:02.77] به نظرم تنها چیزی که بهش احتیاج داشتیم،
[02:06.49] این بود که توی ماشین و بار مرکز شهر همدیگه رو ببوسیم
[02:09.26] ☆☆☆
[02:10.06] تو دور زخم هام ستاره کشیدی(زخم هام رو بهتر کردی)، اما الان باعث شدی زخمهام باز بشن(بدتر شدن)
[02:18.02] 𝔯𝔢-𝔰𝔲𝔫𝔯𝔦𝔰𝔢
[02:19.36] چون من تو رو میشناختم
[02:21.22] عجله داشتی که رابطه رو ترک کنی
[02:23.34] تو مثل یه لکه خونی روی لباسم باقی موندی
[02:25.20] ☆☆☆
[02:26.79] من میدونستم
[02:28.66] که تلاش کردی پایان داستانمون رو تغییر بدی
[02:30.51] که پیتر، وِندی رو از دست نده¹
[02:32.37] (جلوی بالغ شدن و فهمیدنم رو بگیری و مسئولیت کارهات رو نپذیری)
[02:33.43] ☆☆
[02:34.23] من میدونستم
[02:36.09] مثل پدری که بی مسئولانه خونوادهاش رو رها میکنه، من رو رها میکنی
[02:38.14] چون تو عجله داری که به Neverland بری
[02:41.48] و وقتی وِندی هستی مردم میگن نمیفهمی
[02:46.00] ☆
[02:46.79] ولی من میدونستم
[02:47.73] که تو مثل یه مارک رژ روی گردنم باقی میمونی
[02:50.66] میدونستم که تو از این به بعد توی همهیِ "چی میشد اگه...."های زندگیام حضور داری
[02:54.23] از همون اول میدونستم که بوی دود تو، توی اینجا به مدت زیادی باقی میمونه و بیرون نمیره
[02:57.95] چونکه وقتی من جوونتر بودم همه چیز رو میدونستم
[03:01.40] ☆☆
[03:01.94] از همون وقتی که خیانت رو شروع کردی میدونستم که قراره به طولانیترین زمان ممکن بهت فحش بدم
[03:05.39] توی جمعیت صف خوار و بار فروشی یه لحظه حس کردم تو رو دیدم(چون دلتنگت بودم) پس دنبال سایههاشون میرفتم و تو هم همون حس من رو داشتی
[03:08.60] ☆☆☆
[03:09.13] میدونستم که وقتی این هیجانات و دراما تموم بشه تو دلت برای من تنگ میشه
[03:12.84] و میای وایمیستی جلوی در خونه من و عذرخواهی میکنی
[03:16.09] از همون اول میدونستم که تو پیش من برمیگردی
[03:20.33] .......پیش من برمیگردی
[03:24.05] .......پیش من برمیگردی
[03:27.50] .......پیش من برمیگردی
[03:30.16] ☆☆☆☆
[03:33.09] و وقتی حس کردم که تو منو مثل یه ژاکت بافتنی قدیمی زیر تخت رها کردی....
[03:40.52] تو من رو دوباره پوشیدی و گفتی که مورد علاقهات اَم
[03:45.30] ☆☆☆
[03:46.90] ☆☆
[03:48.49] ✩
[03:50.09] ¹ (در داستان Peter Pan وقتی پیتر وارد Neverland میشه، Neverland جایی هست که عمر آدم نمی گذره و پیر نمیشه، پیتر به وِندی میگه"بیا، بریم به Neverland " و وندی میگه"نه، من میخوام زندگی نرمال رو داشته باشم و میخوام بزرگ و بالغ بشم" الهامی که از داستان Peter Pan گرفته شده توی آهنگ این معنی رو میده که شخصیت دختر میخواسته بالغ بشه و شخصیت پسر رو فراموش کنه)
