Ointment
[00:18.22] سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
[00:30.46] دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
[00:41.36] خدا را همدمی
[01:26.25] چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو
[01:40.33] ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
[02:25.29] زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت
[02:35.64] صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی
[03:18.69] آدمی در عالم خاکی نمیآید به دست
[03:30.37] عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی
[03:50.86] اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست
[04:07.07] اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست
[04:17.43] رهروی باید جهان سوزی نه خامی بیغمی
[05:11.62] در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست
[05:26.51] ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی
[05:58.66] گریهی حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق
[06:08.75] گریهی حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق
[06:22.58] کاندر این طوفان نماید هفت دریا شبنمی
