HR (1)
[01:08.31] رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده
[01:26.09] رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده
[01:34.58] شب مانده است و با شب، تاریکی فشرده
[02:09.38] کولی کنار آتش رقص شبانه ات کو؟
[02:16.82] شادی چرا رمیده؟ آتش چرا فسرده؟
[02:29.23] خاموش مانده اینک، خاموش تا همیشه
[02:30.04] چشم سیاه چادر با این چراغ مرده
[02:51.59] رفت آنکه پیش پایش دریا ستاره کردی
[03:11.53] چشمان مهربانش یک قطره ناسترده
[03:21.38] رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده
[03:32.73] شب مانده است و با شب، تاریکی فشرده
[03:39.36] در گیسوی تو نشکفت آن بوسه لحظه لحظه
[03:44.15] این شب نداشت ــ آری ــ الماس خرده خرده
[03:47.60] بازی کنان زگویی خون می فشاند و می گفت
[03:49.72] روزی سیاه چشمی سرخی به ما سپرده
[03:59.55] می رفت و گرد راهش از دود آه تیره
[04:12.05] نیلوفرانه در باد پیچیده تاب خورده
[04:24.54] سودای همرهی را گیسو به باد دادی
[04:42.05] رفت آن سوار با خود، یک تار مو نبرده
