Zahhak
[00:20.43] چو ضحاک شد بر جهان شهریار
[00:24.42] بر او سالیان انجمن شد هزار
[00:28.40] نهان گشت کردار فرزانگان
[00:32.12] پراگنده شد کام دیوانگان
[00:36.10] هنر خوار شد جادویی ارجمند
[00:40.09] نهان راستی آشکارا گزند
[00:44.08] شده بر بدی دست دیوان دراز
[00:47.79] به نیکی نرفتی سخن جز به راز
[00:51.78] اگر هفت کشور به شاهی تراست
[00:55.76] چرا رنج و سختی همه بهر ماست؟
[00:59.74] همه در هوای فریدون بدند
[01:03.46] که از درد ضحاک پرخون بدند
[01:07.19] فریدون فرخ فرشته نبود
[01:11.17] ز مشک و ز عنبر سرشته نبود
[01:15.16] ز داد و دهش یافت او نیکویی
[01:18.88] تو داد و دهش کن فریدون تویی
[01:25.24] -
[01:41.24] چو کاوه برون شد ز درگاه شاه
[01:45.22] برو انجمن گشت بازارگاه
[01:49.48] همی بر خروشید و فریاد خواند
[01:53.46] جهان را سراسر سوی داد خواند
[01:57.17] ازان چرم کاهنگران پشت پای
[02:01.43] بپوشند هنگام زخم درای
[02:04.87] همان کاوه آن بر سر نیزه کرد
[02:08.86] همانگه ز بازار برخاست گرد
[02:12.85] خروشان همیرفت نیزه بدست
[02:16.83] که ای نامداران یزدان پرست
[02:20.55] کسی کاو هوای فریدون کند
[02:24.54] دل از بند ضحاک بیرون کند
[02:28.26] فریدون فرخ فرشته نبود
[02:31.97] ز مشک و ز عنبر سرشته نبود
[02:36.23] ز داد و دهش یافت او نیکویی
[02:39.94] تو داد و دهش کن فریدون تویی
